تبليغاتX
دست نوشته ها - حالا
سلام

حالا که آمده ای

سلام

حالا که نمی روی

خداحافظ

ای همه ی ابرهایی که به جای دیگری می روید *

 

امروز جمعه است و حدود ساعت ۴:۳۰ ، خوبم ، حالا نه که خیلی خوب اما خوبم ، اون طور نگاه نکنید نه مسافر داشتم و دارم و نه حتی تلفن ................ خدا بکشه این امیر های عرب را که شارژ تلفن هاشون تو کشورهای دیگه این قدر بالا است و مجال سلام هم نمی دن ............ آمین ! اما بی انصافی نکنم دی شب به عبادتشون غبطه خوردم ، چنان خالصانه و از ته دل بود و تو انگار هر آن بود که صدایی از اون بالا بیاد و همه را به سمت خودش بخونه ................... یه امام جماعتی شهر مکه داره به اسم سدیس البته پس وند و پیش وند هم داره اما من نمی دونم .......... از اول ماه رمضان هر شب بعد از نماز های واجب نماز می خوندن و بعدش هم به زبون ما قنوت ( خودشون نمی دونم چی می گن ، شاید نیایش ) ، داشتن و حرف می زدن و آیاتی را می خوندن . من فکر نمی کردم که شب های قدر را مراسم داشته باشن و خیلی مفصل برگزار کنن اما دی شب از ته دل می خواستم که فقط همون چند ساعت را اون جا باشم ............ یه حس خیلی خوب و یه کم هم خاص .......... اون قدر با مهربونی حرف می زدن و کلمات را به زبون می آوردن که اگر حواست را جمع نمی کردی فکر می کردی که خداهامون متفاوته و جدا از همه .............. ما زیادی دوریم یا اون ها خیلی نزدیکن ؟ ............ نه دور نیستیم ، یعنی اون به ما نزدیکه و اون از ما جدا نمی شه و کنار ما است اما یه زمانی و یه جاهایی و با یه کارهایی ......................... آره این ما هستیم که راهش را دور می کنیم ، الان نمی خوام از این بگم که کوتاهی از ما است یا اون و اونه که باید مراقب ما باشه اما در حالت کلی به هیچ وجه به این که انسان جایزالخطا است اعتقادی ندارم و مخالفم و می گم که انسان ممکن الخطا است .

پ.ن ۱ : دی شب یاد همه بودم و همه تک تک به ذهنم اومدن ، امیدوارم سال پیش رو را با سلامتی بگذرونیم و البته با شرم و حیا .

پ.ن ۲ : ::عاطفه:: می دونم که اگر بلایی سرت بیاد صداش در می یاد اما به خبری بده که بدونیم همچنان آو یزون خودمون هستی .

پ.ن ۳ : ::صالح:: هر کسی مسئول تک تک کلماتی که به زبون می یاره و اونی که جرات و جسارت دفاع از کلماتش را داره ، موفق تر و راحت تر  تو حرف زدن عمل می کنه ، یا حرفی را به زبون نیار ، یا اگر می یاری پاش بایست و ازش دفاع کن .

پ.ن ۴ : آقا ::رضا:: ! خیال کردی با لینک اضافه کردن و موضوع گذاشتن و عکس های قشنگ ( خدایی اینترنت پر سرعتت آخرش بووووووووود ) و عضو آوردن منصرف می شم یا یادم می ره از گزارش دادن و چشم بقیه را باز کردن ( شما بخون دو به هم زدن ) ؟؟؟؟ فرووووووووووووووووووغ کجایی ؟؟؟؟؟؟؟ ( چرا آیکن خبیث نداریم باز این جا ؟ ) . زندگی چی کرده که نه روز جمعه داره بچه نه روز تعطیل ، ای جان !

پ.ن ۵ : ::نیما:: ! شما راحت باش ، ما همچین سنگر را محکم نگه داشتیم که باد و طوفان تکونش نده ! ( نمی شه که از همه بگم شما جا بمونی که می شه ؟؟ )

پ.ن ۶ : ::کارون:: ! خدایی لذت می برم از نوشته ها ، البته همیشه همینه شما مصداق کم گویی و گزیده گویی هستی ، همه که مثل من پر حرف نیستن که بعضی ها به خونشون تشنه باشن !

پ.ن ۷ : عضو جدید داریم : ::افخم:: ، احیانا ما ایشون را نمی شناسیم ( کنجکاو زبون به دهان چسبیده در حال خفه شدن و منتظر ! ) . زود تند سریع موضع خودتون را معلوم کنید !

پ.ن ۸ : آقایون ! واقعا خانم ها این قدر عاصی می کنن شما را ؟؟ دارم آهنگ تهدید - شاهکار را گوش می کنم ( فردا لینکش را می ذارم الان با این اینترنت ذغالی عاجزم ) . یعنی این قدر ؟؟ از آقا ::رضا:: باید بپرسیم .......... الهام جون ؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن ۹ : من گفتم خوبم اما نگفتم که دلم تنگ نیست ، گفتم ؟ ............. من هم خوبم و هم بدون دل تنگی ام ! ( پینوکیو ! )

پ.ن ۱۰ : * محمد رضا عبدالملکیان .

پ.ن ۱۱ : چیزی گم کردید ؟ دنبال چی می گردید ؟

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط ::سارا:: |