تبليغاتX
دست نوشته ها - ....

رو زخمام تُف کن و رد شو
رو زخمایی که می‏سوزن
که ‏می‏سوزن، که شب‏هامو
به روز ِ رفته می‏دوزن

تو، کابوسی‏ترین لحظه
ولی هی پابه‏پا بودی
تو! رویای ترک خورده
میون ِ شعله وُ دودی

تویی که پابه‏پا بودی
از آغاز هدر رفتن
غزل پوش اومدن با گُل
ولیکن در به در رفتن

....

(میثم یوسفی/ پاییز ۸۲)

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط ::رضا:: |